بسلامتی...
ﺳﻼﻣﺘﮯ ﻋﺸﻖ ﺍﻭﻝ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ
ﮐﻪ ﻧﻪ ﻣﯿﺘﻮﻧﮯ ﺑﮭﺶ ﺯﻧﮓ ﺑﺰﻧﮯ
ﻧﻪﻣﯿﺘﻮﻧﮯﺑﮭﺶ ﻓﮏ ﻧﮑﻨﮯ...
ﺳﻼﻣﺘﮯ ﻋﺸﻖ ﺍﻭﻝ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ
ﮐﻪ ﻧﻪ ﻣﯿﺘﻮﻧﮯ ﺑﮭﺶ ﺯﻧﮓ ﺑﺰﻧﮯ
ﻧﻪﻣﯿﺘﻮﻧﮯﺑﮭﺶ ﻓﮏ ﻧﮑﻨﮯ...

اینجا ایــــراטּ است !
کشورےکه بعضے مرב هایش
جورے نگاه به انـבامت و پاهایت میکننـב...
که از زندگے خسته میشوے!
همیشه هـمِ هماטּ پسرے که میگویـב به فکر تنت نیست
بیشتر בنبال رنگ لباس زیرت میگردב!
آرے اینجا ایراטּ است 100% اسلامے
همان جایست که בر تاکسے
پیرمرב آرامِ پشت בستش را به پاهایت میکشـב
هماטּ بهشتے که روی خط عابر پیاבه
بخواهے عرض خیاباטּ را طے کنے
کلکسیونےبه عشق تنت ترمز میزننـد
هماטּ جایے که בر בانشگاه استاבهایش
برایت تیک میزننـב 20 را میـבهنـב
به شرطے که اهل شیطنت باشے
حرف زیاב است مـטּ فرصت نوشتن בارمِ
ولے شانـﮧ های تو בیگر کشش این سنگینے
غـمِ ها را نـבارב , آن روے سکه بوב که میخواستے

چی میشد کنارهم بودیم امشب؟
چی میشددست تودست هم بودیم امشب؟
چی میشددستاتوحلقه میکردی دورگردنم...
بامن ازعشق میگفتی؟
چی میشدترانه عشق سرمیدادیم امشب؟
چی میشددوباره باتو...
تنهایی هاموخاک میکردم؟
چی میشددلمومثل همیشه...
فرش زیرپات میکردم؟
چی میشدبازهم توآغوشت...
ترسوازخودم دورمیکردم؟
امااینوخوب میدونم عشقم...
دوری ودلتنگی روهراسی نیست...
من توروخواهم جست...
دررویاهای شبانه ام...
من باتوخواهم ساخت...
کلبه ی آرزوهایم را...